تبلیغات
*~♥ღ پسری محتاج آغوش گرم عشق ღ♥~* - حرف دلم ................

*~♥ღ پسری محتاج آغوش گرم عشق ღ♥~*

طراح قالب: آوازک

حرف دلم ................

سلام به همه دوستان 

چندین ساله وبلاگ مینویسم در همه مورد ولی تازه معنی دلتنگبودن رو فهمیدم

پسرها یا دختر هایی که میگفتن عاشقش بودم و تنهام گذاشت و رفت حالا من دلتنگش شدم

و از این جور حرفاااااااا من تو خودم میخندیدم میگفتم بابا اینا چرا اینجوری مینویسن مگه

میشه 2 نفر همدیگرو دوس داشته باشن تنها بذارن برن.


ولی من الان تو این وظعیتم هنوز نمیدونم واسه چی رفت .اصلأ چرا رفت؟؟؟؟

هنوز گیج میزنم نمیتونم درک کنم که واقعأ تنهام گذاشته ؟؟؟


البته باعثشم خودش بود که بهش گفته بودم ... آخر و عاقبت نداره

ولی اون حرفای منونادیده گرفت و رفت طوری که من حس میکردم دیگه دوسم نداره

حتی یه مدتی هم درگیر شدیم 

بعد اون گفتم باشه به پای کنجکاویش

بازم دوست دارم رو به همدیگه گفتیم و شروع شد 


من که چندین سال بود واقعا علاقه خاصی بهش داشتم,

اینجاش با مزه اس که خودش نمیدونست ولی به مامانش گفته بودم که دوسش دارم

با مامانشم یه رفیق تمام عیاریم


ولـــــــی خداییش دلم واسه همه چیش تنگ شده 

دلم برا لامی جونم گفتنش تنگ شده.حتی به کلکل کردنش باهام 

  به قهرهاش به آشتی کردنش

حتی به جمــــله همیشه گیش که بهم میگفت"لامی جونم دوسم دالی؟" 

واااااااای الان تقریبأ یه هفته ای میشه که از اینجور چیزا خبری نیس

کاش میشد فقط صداش رو گوش کنم دلم واسه صدای مهربونش لک میزنه 

سنگ صبورم بود به خدا 

اونی که بهم میگفت به جون بابام دوست دارم حالا بی این که حرفی بزنه رفته

سمی من دل مهربونی داره

دعا کنین که بازم به هم برسیم.  

میدونم اونم الان دوسم داره ولی غرورش اجازه نمیده بیاد طرفم

فک میکنه همه چی سرمنه  . ولی من از هیچی خبر نداشتم سمی از هیچی


                          I LOVE DEAR SOMI     

 من بازم لامی قبلیم 

                           منتظرتم سمی جونم 




[ یکشنبه 4 اسفند 1392 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ r@min ] [ نظرات() ]

*

*

جلوگیری از کپی کردن مطالب